تصویرزیبا


و شما را تصویر کرد، تصویرى زیبا و دلپذیر

بنای جهانم

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

من.........

I'm just a step away

معشوق عیان می گذرد بر تو و لیکن

اغیار همی بیند از آن بسته نقابست

تصوراتی که باید نوشته شوند تا با باد فراموشی پرواز کنند:

گاهی دلم برایت زیاد تنگ می شود. آنوقت در فکر فرو می روم بی آنکه کسی بفهمد فکر می کنند حواسم پرت است اما من به تو فکر می کنم. گاهی میگویم کاش از اول تو را جدی نمی گرفتم. هر چند از اول جدی نبودی. برایم فقط یک بچه بودی که دوست داشتم ....گاهی به خودم میگویم تو باز هم داری زیادی قضیه رو میپیچونی و برای خودت داستان پردازی می کنی. همه چیز درست است.

دیروز نوشتم: رهایش کن اگر به سوی تو بازگشت از آن توست اگرنه از اول هم از آن تو نبوده. میگویم که من نمی توانم بعضی چیزها را فراموش کنم بارها سعی کرده ام اما نشده.....

خلاصه اینکه هنوز با خودم در جنگم اما به وضوح می بینم که چهرات کم رنگ شده در میان راهم در تصاویری که می بینم در صحبت هایت و نگاهت. در نادیده گرفتنت و نادیده گرفتنم......

   رز - ٥:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۸

شاد بودن


 

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

 

   رز - ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٥

 

سال ها با جور لیلا ساختی
 من کنارت بودم و نشناختی
 
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
  
کردمت آواره صحرا نشد
 گفتم عاقل می شوی اما نشد
 
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
  
روز و شب او را صدا کردی ولی
 دیدم امشب با منی گفتم بلی
 
مهم فقط قدم اول و شروعه بعد از اون همه چیز خودش پیش میره و مسیرش رو پیدا میکنه.

   رز - ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/۱٥

When the only link to the outside world is a square window

 

Be active

Dance

Keep going

Jump

In that instant, your body will be in a green forest

You shall be set free

As your tense muscles smoothly move

The hot breath running through your body will become a river

And provide water to the green forests

Be active

Dance

Keep going

Jump

Step on the earth, and when you fly through the sky

Your entire self will be connected with the ancient forest

Don’t pluck the leaves

Never stop

Be active

Dance

Keep going

Jump

from: daddy long leggs

 

   رز - ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٤

روزها

خیلی وقت بود که نمیدونم چرا فرصت ازم فرار می کرد،تا بلاخره امروز که پیش نویس خیلی وقت پیش رو تونستم بذارم،عکس دیوونه بازی ها رو بعد اگه تونستم میذارم.

-----------------------------------------------------

سلام معلم خوبم

دلم به یاد روزهای زیبایی که کنار شما داشتم قرص قرص است و هرچند که من تاب تکرار را ندارم اما با امید تکرار آن محبت ها به مسیرم ادامه می دهم محکم تر و صبورتر.

دست بوس و شاگرد کوچک شما

دوست داشتم این جمله رو به تمام عزیزانی که تو هر زمان در کنارم بودن و من رو به بهترین و زیباترین راه ها رهنمون شدن میفرستادم اما نشد و فقط به یکی از اون عزیزان فرستادم وقتی فرداش دیدم که ایشون جواب مبلم رو دادن خیلی ذوق کردم.

روز فارغ التحصیلی

بگو که تنگه دل دیوونه

بگو از اون که آروم جونه

تو تب و تاب چشم انتظاری

تردید و شک خواب و بیداری

صدای پاهاش هر دم و هر دم

میپیچه توی صدای قلبم....

دیشب

عین دو تا دیوونه:دوستم داره،دوستم نداره....

-------------------------------------------------------------------

بهم گفت سکوتشو گم کرده و فردای اون روز روزه سکوت گرفت، میدونستم اما فقط یه جمله بهش گفتم که تو دین ما نباید این کار رو بکنی تلاش دیگه ای نکردم

بعد از دوهفته گفت حداقل بهم بگو مسأله چیه،گفتم چون میدونم حل شدنی نیست دلیلی برای گفتنش نمیبینم.گفت شاید منم توضیح داشته باشم براش.گفتم برام فرقی نمیکنه،نمیخوام بشنوم چون از نظرمن فقط توجیه هایی هستن که هرگز نمیتونم اونا رو بپذیرم.

اصرار کرد و منم بغضم شکست و گفتم....

گفتم از نظر من این یه نیاز طبیعیه،اما گویا برای تو در مورد من این تعریف شده نیست.

از خودش دفاع کرد اما گفتم چقدر راحت برخورد می کنی،انگار از نظر تو چیزی که این مدت منو داغون کرده مسخره است. هر دومون گریه کردیم تا......

فردا صبحش نتونستم ....

شب گفت خواهش میکنم تمومش کن گفتم نمیتونم چون برای من جور دیگه ای تموم شده.

هر دومون داشتیم همو له می کردیم.گفت خواهش میکنم نکن.

رفتم به ... گفتم کاش فقط یه توجیه برام می آورد که برام قابل قبول باشه و تموم می شد اما همچین چیزی نیست.

گفت: بخشش انتشار بوی خوش بنفشه ته کفشی است که آن را لگد کرده است.

اومدم و سعی کردم تغییر بدم. حالا" حال همه ما خوب است اما تو باور نکن"

سکوت من همچنان ادامه داره (البته به صورت نامحسوس)شاید خودم رو پیدا کنم. امروز بعد از 4 هفته هنوز سکوتم رو نشکستم و میدونم که دیگه نمیخوام این کارو بکنم.

یه جایی نوشته بود مهمتر از شکستن دل تخریب اعتماد است. پس یادمون باشه از اعتمادها سو استفاده نکنیم.

راستی هفته پیش رفته بودم پیش مشاورم.خیلی خوب بود از سردرگمی نجاتم داد.

 

   رز - ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱۳

مادر

من نقاش نیستم اما دلم برایت پر میکشد مهربان عزیزم

 

   رز - ٩:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱٠

کاش کسی بیاید که وقت رفتن نرود

به همین سادگی.............

گلهای آفتابگردون چرخیدن 

 

   رز - ۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٩

دوستت دارم

امروز نمیدونم چند فروردینه اما تولد من 2 اردیبهشته.ا ینم بگم که عاشق روز تولدم هستم.بارها شده که وقتی به چیزایی که دارم فکر کردم به این نتیجه رسیدم که در هر مورد خدا بهترین چیزی رو که من دوست داشتم بهم داده ،برای این ازش تشکر میکنم.

بهش میگفتم به من بگو  کارت چیه میگفت الان نمیشه موقش که شد بهت میگم.اما من گیر داده بودم همش بهونه میوردم میخواستم بهم بگه چرا رفته بیرون.میدونستم که اینطوری نیست و بیشتر از اندازه ای که دوستش دارم دوستم داره.....خلاصه انقدر اذیتش کردم که مجبور شد برای اینکه باش حرف بزنم کادوی تولدم رو امروز بهم بده. اومدم تو اتاق دیدم رو تختم یه ..... انقدر خجالت کشیدم که اشکم در اومد بعد بغلش کردم انقدر بوسش کردم تا همه بد عنقی هامو جبران کنم.به خاطر من گل چیده بود اونی که هیچ وقت گلا رو دست نمیزنه.

   رز - ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٧
← صفحه بعد